|
روز تمام لیلی ها
ویژه برنامه روز تمام لیلی ها به مناسبت ولادت حضرت معصومه(س) و روز ملی دختران با حضور:شهاب مرادی،علی لهراسبی،آزاده نامداری و ...... زمان:۲۸ مهر ۱۳۸۸ ساعت:۱۸-۱۵ مکان:سالن همایشهای برج میلاد |+| نوشته شده توسط عضو در چهارشنبه 15 مهر1388 و ساعت 10:38 تبریک نامه
می ستاییم همه پاکدامنی ها، همه زنان و دختران نیک اندیش را.... می ستاییم گوهر پاکی چون دختران، مادران و هرآنچه که به پاسداری و از خودگذشتگی زبانزد است. آنکه گوهر آدمی از نور وجود او هستی می یابد. لیلی عزیز..! شاد و فرخنده باد روز بزرگداشت مقام تو. روزی که سفیر ایمان نیز دیده به جهان گشود تا هستی را به میهمانی گل دعوت کند. امید است همواره نشانی از همه عظمت خلقت در وجودت هویدا باشد و جهان را به گوهر پاکی و گذشت بیارایی... خانه شهریاران جوان |+| نوشته شده توسط عضو در چهارشنبه 15 مهر1388 و ساعت 10:35 2×2=5؟!
دو دو تا پنج تا؟!اشتباه ؟! عجيب ؟! غير ممكن؟! اول دبيرستان جلسه هاي اول كلاس رياضي بود!معلم سؤال بالا رو پرسيد و با مخالفت همه رو برو شد!گفت:"الان بهتون اثبات ميكنم!"، و شروع كرد به پر كردن تخته با خطوط ريز و تو در تو و با عبارتي مثل دو مساوي دو!و به ما هم گفت براي اينكه بعدا وقت كمتر تلف بشه با شتاب پشت سرش بنويسيم! تخته كاملا پر شد تا اينكه در گوشه پاييني تخته به همون نتيجه عجيب رسيد!دو دو تا پنج تا!!!و حيرت همه ما رو ايجاد كرد! بهمون وقت داد كه ببينيم چه اشتباهي رخ داده؟!اما هيچ كس چيزي نفهميد!تا وقتي كه خودش گفت.يك جايي وسط اون همه شلوغي و ازدحام اعداد!عدد 2- رو به توان 2 رسونده بود و ازش راديكال گرفته بود و منفي حذف شده بود! احتمالا اون روز اون معلم فقط ميخواست به ما اين درس رو بده كه از يك عدد كه راديكال مي گيريم هم + و هم – خواهيم داشت! اما من و شايد بعضي از باقي همكلاسي هام يك درس ديگه هم گرفتيم! وقتي يك سري موارد خيلي خيلي خوب پشت سر هم رديف مي شوند و به ما ارائه مي شوند بايد خيلي مراقب باشيم كه در ميان اين خوب ها مي شود بدي ها و دروغ هاي بزرگي را آنچنان پنهان كرد كه از هيچ راه ديگر ممكن نيست! نمي دونم الان ما چي كار ميتونيم بكنيم تا مردمي كه در اين سالها همه چيزي را كه همه چيز جز آن چه كه بود را ديدند بتوانند خوب بفهمند و دو دو تايشان پنج تا نشود و ميان اين همه به ظاهر حقيقت بتوانند دروغ ها را بشناسند! اميدوارم مردم راستگويان را خوب بشناسند و گامي در جهت آبادي سرزمينشان بردارند!شايد ما هم بتوانيم در اين بين نقشي را ايفا كنيم!!! ققنوس آبي - س.ع.ص |+| نوشته شده توسط عضو در یکشنبه 10 خرداد1388 و ساعت 1:9 تسلیت
لشگر غم راه دل را بسته و حزن زبان را فلج نموده، با خود مي گويي خدايا بعد از او كدامين فرد خواهد توانست جايش را پر نمايد؟ او به بزرگان و اساتيدش، به بروجردي به اصفهاني به ناييني به ميرزاي شيرازي به قاضي و به هزاران سرو رعناي فقاهت و هدايت پيوست و همجوار نبي خدا از قدح قرب يزدان سيراب مي گردد...
اما صد افسوس بر حال ما؛ تنها اشك است كه ياراي حركت ميابد و قدرت جوشش... عروج سالك طريق حقيقت، مرجع عاليقدر آيت الله العظمي بهجت تسليت باد.
|+| نوشته شده توسط عضو در جمعه 1 خرداد1388 و ساعت 23:41 رستاخیز رنگ
خانه شهریاران جوان با مشارکت دانشگاه های شهر تهران جشنواره طراحی پوستر با عنوان رستاخیز رنگ را برگزار میکند. این جشنواره با محورهای زیر برگزار میشود:
ـ مشارکت جوانان و دانشجویان در انتخابات ریاست جمهوری
ـ انعکاس شور و هیجان جوانی در انتخابات ریاست جمهوری شرایط آثار: -محدودیتی در تعداد آثار ارسالی نیست جوایز:
بخش دانشجویی:
نفر اول: 3 سکه تمام بهار آزادی نفر دوم: 2 سکه تمام بهار آزادی نفر سوم: 1سکه تمام بهار آزادی بخش غیردانشجویی: نفر اول: 4 سکه تمام بهار آزادی نفر دوم: 3 سکه تمام بهار آزادی نفر سوم: 2 سکه تمام بهار آزادی آخرین مهلت ارسال آثار: 23/3/88 دبیرخانه: تهران، خیابان استاد نجاتاللهی (ویلا)، نبش خیابان ورشو، پلاک 2، خانه شهریاران جوان
تلفن: 88892769 حصاری نژاد
|+| نوشته شده توسط عضو در سه شنبه 22 اردیبهشت1388 و ساعت 14:24 به چه کسی رأی بدهیم؟ قسمت دوم
ادامه قسمت اول: اما خانم ریاحی نژاد بزرگترین مشکل رئیس جمهور بعدی را، دشوار بودن اصلاح مسائل موجود دانستند. ایشان البته بخشی از انتقادات وارد به احمدینژاد را مطرح نمودند که از آن جمله میتوان به سلیقه خرج کردن پول نفت، عدم موفقیت در سیاست خارجی، ملاقاتهای چهره به چهره و تصمیم به دادن امتیازات ویژه به افراد ملاقات کننده که خلاف عدالت است و ... اشاره کرد. خانم ریاحی نژاد با این وجود معتقدند که آقای احمدی نژاد به دلیل رأی دادن عوام به ایشان برای چهارسال دیگر نیز خدمتگزار مردم خواهند بود!! وی همچنین با مثبت و عالی دانستن عملکرد خانم رهنورد(همسر میرحسین موسوی) در دانشگاه الزهرا(س) رأی خود را در صندوق میرحسین موسوی خواهند انداخت. سبحان صحرا گرد با همان هیجان همیشگی وارد بحث میشود. وقتی احمدی نژاد در دانشگاهها محبوب نیست قطعاً دانشجویان به سمت سایر کاندیدا میروند، این مقدمهای بود بر انتقادات سبحان صحرا گرد به احمدی نژاد. وی با اشاره به این نکته که تبلیغاتهای احمدی نژاد خارج از حد و اندازه و خیلی بیشتر از عمکلردشان است هزینه سفرهای استانی ایشان را نیز مورد بررسی قرار دادند. در مقابل میرحسین را فردی عملگرا، دارای کارنامه مثبت و قابلیت همکاری با احزاب مختلف دانسته و به همین دلیل به ایشان رأی خواهند داد. (که البته با لابیهای پشت پرده آقای اکبری، در پایان جلسه به نظر میرسید میتوان ایشان را یک رأی بالقوه برای کروبی دانست) خانم نقیب اما موضع گیری جالبی داشتند. در سه جمله مختصر و مفید فرمودند: 1- به میرحسین رأی میدهم چون خاتمی به حمایت از ایشان کنار رفت. 2- احمدی نژاد با خالی کردن صندوق ذخیر ارزی درآمدها را زیاد کرده و ممکن است رأی بیاورد. 3- به کروبی فکر نمیکنم.!! (در اینجا لازم است از خانم نقیب که جمع را از بیانات خود بهره مند ساختند تشکر و قدردانی نموده و برای ایشان به عنوان دبیر دومین همایش سراسری دانشجویی مشاوره، رشد و پویایی آرزوی موفقیت نماییم.) خانم وزیربانی همچنان روی رأی خود به خاتمی پافشاری میکند!!! البته خدا را شکر به نظر میرسد چند روزی روی سایر کاندیدا نیز فکر میکنند ولی هنوز به نتیجهای نرسیده و تصمیم نهایی خود را نگرفته اند. ایشان با اشاره به توهین کروبی به ملت با وعده ماهیانه 000/50 تومان احمدی نژاد را نیز متهم به انجام کارهای تبلیغاتی (از 4سال پیش) کردند. (نتیجه: خانم وزیربانی فقط به میرحسین موسوی و البته شاید محسن رضایی فکر میکنند.) نکته قابل توجه در صحبتهای خانم وزیربانی حمایت جدی از عملکرد قالیباف بود که با همراهی سبحان صحراگرد نیز مواجه شد. ایشان قالیباف را باعث اعتبار بخشیدن به شهرداری تهران دانسته و از عمل کردن وی به شعارهایش دفاع کردند. امین براتیان هم مثل حسین نصرآبادی موضع گیری مشخص نکرد اما معتقد است احمدی نژاد حداقل برای تهرانیها خوب کارکرده، هم با بومی سازی دانشگاهها و هم با کمکهای زیادش به شهرداری تهران(!!!!) و جمله پایانی ایشان: احمدی نژاد کلاً آدم خوبی است... لازم به ذکر است با مطرح کردن بحث بومیسازی تقریباً تمامی بچههای حاضر در جلسه آن را طرحی غیرکارشناسانه و مخالف با عدالت اجتماعی دانستند. میلاد فدایی اصل هم (که تازگی خیلی سرش شلوغ شده و کمتر در جلسات پاتوق میبینیمش) به گفتن همین جمله اکتفا کرد: به میرحسین موسوی رأی میدهم چون از بقیه بهتر است. البته یک سری چیزای دیگه هم گفت که از منعکس کردن آنها معذوریم!! آقای محسن پور از دانشگاه علامه که برای اولین بار در جلسه ما شرکت میکردند صحبتهای جالبی داشت. ایشان با اشاره به این نکته که سیاست مداران مدرن خوشان قوی نیستند بلکه تیم قوی دارند، کروبی را سیاست مداری مدرن دانست و از وی حمایت کرد. دو انتقاد وارد بر میرحسین موسوی را یکی بداخلاقی میرحسین در آمدن به صحنه با وجود حضور خاتمی و دیگری کوپنی کردن همه چیز در زمان جنگ دانست. سه انتقاد هم به احمدی نژاد: 1- نبودن آزادی بیان در دانشگاهها و 4۰ ترم تعلیقی برای دانشجویانی که معتقد بودند دانشگاه پادگان نیست(البته فقط در دانشگاه علامه). 2- حضور در اجلاس ژنو در حالیکه هیچ رئیسجمهور دیگری در آنجا نبوده. 3- طرز بیان و گفتار ایشان. خانم جعفری فرمودند: میرحسین موسوی و دیگر هیچ. نوبت به خانم استقامت دبیر پاتوق جای پا رسید. به نظر ایشان رئیس جمهور باید حداقل بیان درست و قابل دفاعی داشته باشد که احمدی نژاد با حرفهای عامیانه خود از این امتیاز برخوردار نیست. درباره میرحسین موسوی ذهنیت مثبتی وجود دارد که با بررسی بیشتر به احتمال زیاد به ایشان رأی خواهم داد. پایان |+| نوشته شده توسط عضو در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 و ساعت 11:7 جلسه پاتوق
با عرض سلام خدمت دوستان
جلسات پاتوق در چهارشنبه هر هفته ساعت ۱۶ برگزار می گردد اگر نظری در رابطه با ساعت جلسات دارید اعلام فرمایید.با تشکر استقامت |+| نوشته شده توسط عضو در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 و ساعت 10:11 به چه کسی رأی بدهیم؟ قسمت اول
5شنبه 10/2/88 ساعت 16:15 دستور جلسه: به چه کسی رأی بدهیم.؟ - اولین جلسه پاتوق در سال اصلاح الگوی مصرف با حضور 14 نفر از اعضای پاتوق در محل خانه شهریاران جوان برگزار شد. در این جلسه هریک از حاضرین به بیان دیدگاههای خود پیرامون کاندیدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پرداختند. در این میان جناب آقای مهندس میرحسین موسوی با 6رأی بیشترین و جناب آقای دکتر محسن رضایی با صفر رأی کمترین رأی موافق را داشتند. در ادامه به جزئیات مسائل مطرح شده در این جلسه اشاره خواهد شد. - مردم دموکراسی و آزادی بیان نمیخواهند و تنها به درآمد و هزینههای زندگی خود اهمیت میدهند!!! این جملهای است که حامد اکبری در ابتدای صحبتهای خود به آن اشاره کرد و در ادامه به دلایل انصراف خاتمی پرداخت که مهمترین آنها را محقق نشدن شعارهایش در دورههای قبل دانست. حامد اکبری همچنین با دفاع از کروبی او راآدمی زرنگ خطاب کرد که توانست با مطرح کردن شعار هر ایرانی ماهی 50 هزارتومان توانست رأی بالایی را در دوره قبل به خود اختصاص دهند. بعد از حامد اکبری نوبت به خانم نوبخت رسید. ایشان با شجاعت تمام در حالی حمایت خود را از احمدینژاد اعلام کردند که فضای جلسه کمی متفاوت (!!!) بود.ایشان تلاش برای مردم و نه برای حزب خاصی را از جمله ویژگیهای مثبت احمدینژاد داشته و دفاع از ملت ایران در اجلاس ژنو به وسیله ایشان را ستودند. (که البته باعث شد وقفهای کوتاه در جلسه اتفاق بیفتد). حسین نصرآبادی، عضو همیشه ناطق پاتوق، این بار محافظه کاری را در پیش گرفت و در پردهای از ابهام در حالیکه احمدینژاد را شجاع و ملت را حامی وی دانست اشاره مستقیمی به کاندیدای مورد حمایتش نکرد.!!! ادامه دارد....
|+| نوشته شده توسط عضو در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 و ساعت 9:45 نظر سنجی در مورد موضوع اولین جلسه سال 88 پاتوق
سلام علیکم:
با سلام و تبریک سال نو ( تا 29 اسفند سال نو است :دی) خدمت تمام دانشجویان پاتوق نیشن. به امید خدا روز دهم اردیبهشت اولین جلسه ی پاتوق خواهد بود و برآن شدیم تا به منظور استفاده ی بهینه از وقت جلسه، موضوع مورد بحث رو با نظرسنجی و نظرخواهی در وبلاگ مشخص کنیم. شما بزرگواران می تونید نظر خودتون رو با یه توضیح مختصر توی قسمت نظرات بنویسید و در عین حال نظر دوستان را نیز مشاهده کنید. موفق و سربلند باشید. حسین محمدی نصرآبادی |+| نوشته شده توسط عضو در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 و ساعت 15:54 اگر خداوند مقرر مي كرد بدون هيچ مشكلي زندگي كنيم، فلج مي شديم، به اندازه ي كافي قوي نمي شديم و هرگز نمي توانستيم پرواز كنيم. من نيرو خواستم و خداوند مشكلاتي سر راهم قرار داد، تا قوي شوم. من دانش خواستم و خداوند مسائلي براي حل كردن به من داد. من سعادت و ترقي خواستم و خداوند به من قدرت تفكر و زور و بازو داد تا كار كنم. من شهامت خواستم و خداوند موانعي سر راهم قرار داد، تا آن ها را از ميان بردارم. من انگيزه خواستم و خداوند كساني را به من نشان داد كه نيازمند كمك بودند. من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به ديگران محبت كنم. من به آن چه خواستم نرسيدم... اما آن چه نياز داشتم، به من داده شد. نترس، با مشكلات مبارزه كن و بدان كه مي تواني بر آن ها غلبه كني. شهاب الدین آشتیانی |+| نوشته شده توسط عضو در سه شنبه 1 اردیبهشت1388 و ساعت 21:33 بهار را باور کن
باز كن پنجره ها را كه نسيم روز ميلاد اقاقي ها را جشن مي گيرد و بهار روي هر شاخه كنار هر برگ شمع روشن كرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فرياد زدند كوچه يكپارچه آواز شده است و درخت گيلاس هديه جشن اقاقي ها را گل به دامن كرده است باز كن پنجره ها را اي دوست هيچ يادت هست كه زمين را عطشي وحشي سوخت برگ ها پژمردند تشنگي با جگر خاك چه كرد هيچ يادت هست... توي تاريكي شب هاي بلند سيلي سرما با تاك چه كرد با سر و سينه ي گل هاي سپيد نيمه شب باد غضبناك چه كرد؟ هيچ يادت هست... حاليا معجزه ي باران را باور كن و سخاوت را در چشم چمنزار ببين و محبت را در روح نسيم كه در اين كوچه ي تنگ با همين دست تهي روز ميلاد اقاقي ها را جشن مي گيرد خاك جان يافته است تو چرا سنگ شدي تو چرا اين همه دلتنگ شدي باز كن پنجره ها را و بهاران را باوركن سلام اين شعر رو از دفتر شعر "بهار را باور كن" فريدون مشيري انتخاب كردم اميدوارم لذت برده باشيد. ايام به كامتون..... شهاب الدین- آشتیانی |+| نوشته شده توسط عضو در پنجشنبه 20 فروردین1388 و ساعت 17:44 سلام امیدوارم سال جدید سرشار از موفقیت های روز افزون شما دوستان خوبم باشد. وحدت حوزه و دانشگاه همواره يك موضوع اساسي در طول اين سي سال بوده است.اولین بار موضوع وحدت حوزه و دانشگاه، در سال ١٣۴٠، در مقالهای با عنوان «وحدت مسجد و دانشگاه» به قلم آیتالله دکتر مفتح مطرح شد. ویژگی مهم شهید مفتح که او را نماد وحدت گرداند، این بود که هم در حوزه و هم در دانشگاه، شاگردی و استادی را تجربه کرده بود و به اقتضائات هر دو نهاد علمی آگاهی داشت. لذا خانه شهرياران جوان تصميم دارد با كمك شما با بچه هاي حوزه علميه در فضايي گرم ، دوستانه و صميمي شروع به همكاري نمايد. شما مي توانيد موضوعات و عناوين پيشنهادي خود را در راستاي ارتباط بين حوزه و دانشگاه براي ما ارسال نماييد. همچنين در مورد نوع و نحوه و چگونگي اجراي اين همكاري اگر مطلبي داريد حتما بگذاريد.خانه شهرياران جوان پذيراي ايده ها و طرح هاي پيشنهادي شما در حوزه هاي گوناگون براي ايجاد و شكل گيري اين ارتباط مي باشد. متشكرم شهاب الدين آشتياني |+| نوشته شده توسط عضو در یکشنبه 16 فروردین1388 و ساعت 14:21 سیزده به در
بسیاری الخصوص در چند سا اخیر روز سیزده رو با مراسم سبزه گره زدنش می شناسند و با یا می آورند روز سیزدهم فروردین آنقدر رسم و رسومات زیبایی داره که سبزه گره زدنش یه جز از کل محسوب می شه به همین خاطر گریزی به تاریخچه و رسومات روز سیزده زدم که همچین بی مناسبت هم نیست. تاریخچه سبزه گره زدن: افسانه آفرينش در ايران باستان و مسئلهً نخستين بشر و نخستين شاه و دانستن رواياتي درباره کيومرث حائز اهميت زيادي است. در اوستا چندين بار از کيومرث سخن به ميان آمده و او را اولين پادشاه و نيز نخستين بشر ناميده است. گفته هاي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و انبياء و گفته هاي مسعودي در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بيروني در کتاب آثار الباقيه بر پايهً همان آگاهي است که در منابع پهلوي وجود دارد. مشيه و مشيانه که پسر و دختر دوقلوي کيومرث بودند روز سيزده فروردين براي اولين بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحي شناخته شده نبود آن دو به وسيله گره زدن دو شاخه پايهً ازدواج خود را بنا نهادند. اين مراسم را بويژه دختران و پسران دم بخت انجام ميدادند و امروز هم دختران و پسران براي بستن پيمان زناشويي نيت مي کنند و علف گره مي زنند. اين رسم از زمان کيانيان تقريباً متروک شد ولي در زمان هخامنشيان دوباره شروع شده و تا امروز باقي مانده است. در کتاب مجمل التواريخ چنين آمده " اول مردي که به زمين ظاهر شد پارسيان او را کل شاه گويند.پسر و دختري از او ماند که مشيه و مشيانه نام گرفتند و روز سيزدهً نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هيجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بي پادشاه بماند ". چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهاي ايران و عراق که زرتشت را از خود مي دانند روز سيزدهم فروردين را جز جشن نوروز به حساب مي آورند. رسم و رسومات روز سیزده: برگزای مراسم سیزده بدر در فرهنگ ما ارج و قرب فراوانی دارد به طوری که در کتاب چنین امده است که: خلاصه اینکه. مردم بر این باور بودند که عدد سیزده نحسیخاص خود را دارد چرا که اگر نداشت خدا ماهها را سیزده ماه قرار می داد نه دوازده تا و امامان را نیز سیزده تا قرار می دارد. حرف و عقیده ای بود که معلوم هم نیست از کجا و چه زمانی باب شده است و به این خاطر می گفتند تا سرور و خوشی دوازده روز گذشته را با نحوست روز سیزده مخلوط نکنیم باید آنرا به خانه راه نداده به بیرون برویم و ان هم نه تنها بیرون خانه بیلکه به بیرون دروازه های شهر برویم. به همین دلیل بود که خانم های خانه دو سه روز قبل از روز سیزده مراسم ته و پاشنه انداختن داشتن(برای اینکه راحت تر راه بروند به جای کفش جوراب پشمی می پوشیدند.) و حسابی سرگرم اماده کردنو جفت و جور کردن مخلفات آن روزاز شستن کاهو و اماده کرد سکنجبین و.. تا شستن و رفت و روب کردن بارو بنه برای اهل منزل. در کتب امده غذای بیشتر مردم در این روز یا دمپختک باقلای یا دمی بلغور و یا آش رشته بوده که عموما هم مردم بیشتر تهیه می دیدند تا در موقع صرف غذابشقابی یا نعلبکی تعارف بکنند. چرا معتقد بوند که مبادا میان جمع افرادی که دور آنها نشسته اند طفل و پسر نابالغ زن آبستنی باشد و دلشان خواسته مسئول بشوند. چنانچه گفته شد گره زدن سبزه در روز سیزده عید از جمله رسومات پرطرفدار بود که مردم بر این عقیده بودند که اگر در این روز دو ساقه سبزه را بهم هفت گره زده ُ نیت بکنند هر حاجتی داشته باشند روا شده و از واجبات گره زدن سبزه خواندن شعرها که در گره اول خواندن سبزی تو از من.......... زردی من از تو گره دوم و سوم و......... داره که یه مقدار زنانه است و من در ملا عام نمی گم. اگه می خواید بدونید بعد یا قبل از جلسه من بهتون می گم اما در کره اخر این شعرو می خوانند که: سیزده بدر... سال دیگر........ کنار شوور........همرا پسر.......پهلوی دختر...... دردم دوا.......... کامم روا........ هووم طلاق...... دستش چلاق ..... مالم فراوان...... کارم بسامان........... خصمم پریشون............ سالم به دلخواه..........بختم به همراه . سبزه گره زدن از رسوم روز سیزده است که به منظور بهم رسانیدن و نزدیک کردن افراد کاربرد داد اما گفته می شود در این روز افراد برای تفرقه انداختن بین افراد و بین دو تا عاشق یا زن و شوهر دست به جادو و جنبل می زنندُ روایت شده است که: شش رو اب قلیان را عوض نمی کردند و طوری زمان را معین می کردند که روز هفتم به روز سیزده مقارن بوده و سیزده بدر درهر چاق کردن و کشیدن فرد نیت خود را تکرار می کرد و دست آخرم اب هفت روز مانده را پشت در خانه فرد مورد نظر می ریخت. یا اینکه دو تا سوسک را در این روز سرخاب سفیداب کرده و اسم طرفین را رویشان می گذاشتند و در هنگامه غروب افتاب از پشت به همدیگر بسته و شب در خانه انها می انداختند.و دست اخر این شعر هم یکی از ان شعرهای معروف روز سیزده است که همه بلدند :
سیزده ی سال پیشتر.............................. من بودم و ابجب اختر
من بودم و خاله همدم ........................... من بودم و ابجب مریم بار وبونه رو بستیم ..................................... بتی گاری بستیم
سمور و فرش و قلیون..........................سیخ کباب و کماجدون صحرای سبز خرم ............................... غنچه گلای پرنم خنده و رقص و شادی ............................حرف عروس دومادی بسکی که عشوه ریختیم ........................درد کمر گرفتیم سبزه ها رو تا بستیم...............................شوور اومد به دستم همونجا خواستگار شد...........................یه هفته بعد سوار شد این بچه به بارم..................................... از روز سیزده دارم اون سالی که نرفتم................................هزار مرض گرفت.
بسیار واضح می تونید در این شعر عقاید مردم رو نسبت به این روز دید.
م. انصاری |+| نوشته شده توسط عضو در سه شنبه 11 فروردین1388 و ساعت 0:46 سال نو مبارک
تار و پودش
تشنه سازندگی است
در نهادش نیروی جان آفرین زندگی است
در تکاپویی گران بی های و هوست
چهره اش
رنگین کمانی از بهشت آرزوست
با نسیمش
هرچه خواهی
سبز و سرخ و
رنگ و پوست وین همه آبادی و شادی از اوست با آرزوی سالی خوش سرشار از موفقیت و پیروزی برای تمامی دوستان پاتوق استقامت |+| نوشته شده توسط عضو در دوشنبه 3 فروردین1388 و ساعت 9:15 گزارش پاتوق
پاتوق چه خبر بود ؟ آخرين پاتوق يك سال پر بار !
آخرين پاتوق سال 1387 در سالن مشاركت ،با پر كردن فرم هايي شروع شد كه بچه ها (منظور همان نمايندگان محترم است) را ملزم به اعلام زمان هاي خالي شان مي كرد. بعداز جمع آوري فرم هاي پر شده،محور هاي كلي طرح جديدي كه قرار است به همت پاتوقي ها در ماه هاي اول سال جديد به اجرا در بيايد در جلسه مطرح شديعني برگزاري سلسله همايش هاي مرتبط به يكديگر در دانشگاه هاي تهران با موضوعيت تهاجم فرهنگي . با در نظر گرفتن چنين محتوايي ،اعضاي پاتوق بايد به چند سوال مهم جواب مي دادند." از دل موضوع تكراري و دستمالي شده تهاجم فرهنگي مي شود حرف هايي بيرون كشيد كه تا به حال مطرح نشده باشد؟با چه عناويني بايداين مساله را مطرح كرد تا براي دانشجويان جذابيت داشته باشد؟چه جهت دهي بايد به اين موضوع داد تا در دام قضاوت هاي يكطرفه نيفتاد و متهجرانه فكر نكرد؟" اعضاي پاتوق در برابر هيچ كدام از سوال ها بي پاسخ نماندند.در گفتگوهاي اوليه تلاش بر اين بود كه به ابعاد ديگري از تهاجم فرهنگي نگاه كرد كه به دلايلي در گذشته روي آن ها مانور داده نشده است.مثل اينكه به بار مثبت اين پديده انديشيد،يا اينكه علاوه بر فرهنگ غربي كه براي ما مظهر فرهنگ متهاجم است ،فرهنگ هاي ديگري را كه اِلمان ها و عناصر شان را وارد فرهنگمان مي كنند، نيز در نظر گرفت مثل فرهنگ كشورهاي آسياي شرقي و يا پديده اي مثل موج كره اي. بحث دررابطه با جذابيت عناوين و محتواي همايش ها به همين جا ختم نشد.به پيشنهاد بعضي از اعضا سر فصل هاي ديگري هم اضافه شد كه بتوانندبه عنوان موضوعات مستقل در همايش ها خودنمايي كنند مثل تاثير تهاجم فرقه ها،ماجراي مدعيان دروغي ،پديده هاي اجتماعي آسيب زا يا بحث استفاده نا صحيح از رسانه ها و عدم ورود فرهنگ اختراع به كشور همراه آن. حتي در تمام اين زمينه ها ،اعضا مصاديقي را مطرح مي كردند كه به جذابيت موضوع اضافه مي كرد.در مجموع حاصل تمام صحبت ها ،اين شد كه نماينده پاتوق سرفصل ها را براي تصويب نهايي در بخش مربوطه شهرداري مطرح كند و بعد از طي مراحل لازم ،نوبت پاتوقي هاست كه با انرژي غول افكنشان ،سلسله همايش ها را به سرانجام برسانند. $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ پي نوشت: 1.پاتوق بسي دلچسب است و پاتوقي ها دوست داشتني. مي شد خيلي دوستانه تر از اين نوشت اما خوب احتياط هم چيز خوبي است! 2. نواقص را همه به خستگي قلم و چشم من مي بخشند. موفق باشيد . ز.كوهيار
|+| نوشته شده توسط عضو در شنبه 24 اسفند1387 و ساعت 0:40 |
|
